سید حسین امیرکلالی رئیس اداره روابط عمومی خراسان رضوی در یادداشتی نوشت: استاندارد خدمات در گردشگری ضروری است، اما استانداردسازی هویت مکان میتواند به یکی از جدیترین تهدیدهای بومگردی تبدیل شود. بومگردی قرار نیست صرفاً شکل دیگری از هتلداری باشد؛ ارزش اصلی آن در تجربه زندگی، فرهنگ، طبیعت و هویت جامعه میزبان است.
قرار نیست اقامتگاه بومگردی در یک روستای کویری، همان تجربهای را ارائه دهد که در یک روستای جنگلی شمال کشور ارائه میشود. تنوع اقلیمی، معماری، خوراک، صنایعدستی، آیینها، روایتها و شیوه معیشت جوامع محلی، سرمایه اصلی بومگردی ایران است. اگر همه اقامتگاهها از یک الگوی مشابه در معماری، دکوراسیون، خدمات و حتی شیوه معرفی فرهنگ استفاده کنند، در واقع بخشی از مهمترین مزیت گردشگری کشور را از بین بردهایم.
مسئله زمانی جدیتر میشود که اصالت به نمایش تبدیل شود. هنگامی که آیینها، پوشش، غذا، موسیقی یا سبک زندگی محلی صرفاً برای جلب گردشگر بازسازی و اجرا شوند، این عناصر ممکن است به تدریج معنای واقعی خود را از دست بدهند و به کالایی برای مصرف گردشگر تبدیل شوند. در چنین شرایطی، گردشگری به جای تقویت فرهنگ محلی، میتواند زمینه تضعیف آن را فراهم کند.
از سوی دیگر، جامعه محلی نباید صرفاً نیروی خدماتی اقامتگاه باشد؛ باید صاحب و راوی فرهنگ خود باشد. زمانی که تصمیمگیری و منافع اقتصادی در اختیار سرمایهگذاران بیرونی یا ساختارهای متمرکز قرار گیرد، ممکن است مردم محلی در سرزمین خود به نیروی کار کمدرآمد تبدیل شوند و ارتباط واقعی میان گردشگری و جامعه میزبان تضعیف شود.
از این منظر، به نظر میرسد بومگردی ایران بیش از هر چیز به یک الگوی ملی بومی ـ فرهنگی نیاز دارد، نه یک الگوی واحد برای همه نقاط کشور. این چارچوب میتواند اصول مشترک حوزههایی مانند ایمنی، بهداشت و کیفیت خدمات را مشخص کند، اما طراحی و هویت هر اقامتگاه باید بر اساس ویژگیهای فرهنگی و طبیعی همان منطقه شکل بگیرد.
برای هر اقامتگاه میتوان یک شناسنامه هویتی تعریف کرد؛ شناسنامهای که عناصر اصلی هویت مکان، از معماری و مصالح بومی گرفته تا خوراک، صنایعدستی، داستانها، آیینها، پوشش، چشمانداز و شیوه معیشت را مشخص کند. این شناسنامه میتواند مبنای طراحی، ارزیابی، درجهبندی، آموزش و حتی معرفی اقامتگاه به گردشگران باشد.
در واقع، باید میان استانداردسازی خدمات و همسانسازی هویت تفاوت قائل شویم. استاندارد میتواند کیفیت را تضمین کند؛ اما هویت باید از دل مکان و جامعه محلی بجوشد.
آینده بومگردی ایران فقط به این پرسش وابسته نیست که «چند اقامتگاه بومگردی داریم؟»؛ پرسش مهمتر این است که این اقامتگاهها نماینده چه مکان، چه فرهنگ و چه شیوهای از زندگی هستند؟
اگر همه اقامتگاهها شبیه یکدیگر شوند، شاید تنها نام بومگردی باقی بماند و از بوم چیزی نماند.
بومگردی زمانی واقعاً بومگردی است که گردشگر پس از ترک آن، فقط یک اقامتگاه را به یاد نیاورد؛ بلکه یک مکان و یک فرهنگ را با خود به یادگار ببرد.
انتهای پیام/

نظر شما